مراد على شمس
153
با علامه در الميزان ( فارسى )
غرض بحث مىكند كه فضائل آنها را از رذائلش جدا سازد و معلوم كند كدام يك از ملكات نفسانى انسان خوب و فضيلت و مايه كمال اوست ، و كداميك بد و رزيله و مايه نقص اوست ، تا آدمى بعد از شناسائى آنها خود را با فضائل بيارايد ، و از رذائل دور كند و درنتيجه اعمال نيكى كه مقتضاى فضائل درونى است ، انجام دهد تا در اجتماع انسانى ستايش عموم و ثناى جميل جامعه را به خود جلب نموده ، سعادت علمى و عملى خود را به كمال برساند . « 1 » س 135 - چگونه مىتوان صفات باطنى را اصلاح كرد و ملكات فاضله اخلاقى را تحصيل و صفحه دل را از آلودگى اخلاق زشت پاك كرد ؟ ( بحث اخلاقى ) ج - اين امر ، تنها و تنها يك راه دارد ، آن هم عبارت است از تكرار عمل صالح و مداومت بر آن ، البته عملى كه مناسب با آن خوى پسنديده است ، بايد آن عمل را آنقدر تكرار كند و در موارد جزئى كه پيش مىآيد آن را انجام دهد تا رفتهرفته اثرش در نفس روى هم قرار گيرد و در صفحه دل نقش ببندد و نقشى كه به اين زودىها زائل نشود و يا اصلا زوال نپذيرد . مثلا انسان بخواهد خوى ناپسند ترس را از دل بيرون كند و به جايش فضيلت شجاعت را در دل جاى دهد ، بايد كارهاى خطرناكى را كه طبعا دلها را تكان مىدهد مكرر انجام دهد تا ترس از دلش بيرون شود . و ديگر در اقدام به چنين كارى نه تنها باكى ندارد ، بلكه از اقدام خود لذت هم مىبرد ، و در اين هنگام است كه در هراقدامى شجاعت در دلش نقشى ايجاد مىكند و نقشهاى پشت سر هم در آخر به صورت ملكه شجاعت درمىآيد .
--> ( 1 ) . الميزان ؛ ج 1 ، ص 558 .